زير تيغ...!
چه مهمانان بی درد سری هستند مردگان
نه به دستی ظرفی را چرک میکنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند و
اندکی سکوت
حسین پناهی

من زندگی را دوست دارم
ولی از زندگی دوباره می ترسم
دین را دوست دارم
ولی از کشیش ها می ترسم
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبان می ترسم
عشق را دوست دارم
ولی از زن ها می ترسم
کودکان را دوست دارم
ولی از ائینه می ترسم
سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می ترسم
من!!!
من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می ترسم!
مریم می گویدم:
به آدم ها نباید نزدیک شد...دورنمای آدم ها خیلی زیبا تر است...

پ ن : مدتی است سرگردانم...که جواب ابلهان خاموشی است یا سکوت علامت رضاست؟